|
چندين داستان و يا خاطره از ازدواج موقت
سلام
من بر آن شدم تا در ثوابي كه ازدواج موقت دارد با دوستانم در وبلاگهاي ديگر مينويسند شريك شوم با قرار دادن داستانهايي از ازدواج موقت ... در اين پست چندين داستان از ازدواج موقت كه از وبلاگي كه به دست بچه هاي فناوري اطلاعات في لطر شده ميذارم (وبلاگ http://jostojoo.blogsky.com ) كه با قند شكن باز ميشه خوب اينم داستان ها:
> براي ديدن داستان ها كليك كنيد <
ازدواج موقت000شاید آری شاید نه
خودش را سمیه معرفی می کند. چادرگل دار مشکیاش را کیپ گرفته. میگوید یک نگاه حلال است و بعد برای چند لحظه چادر را کنار می زند.
زنی است با صورتی گرد، بینی کوچک، چشمانی مشکی، چانه ای که گود افتاده و لب هایی قرمز میگوید: «۲۷ سال دارم.» او دختری است که دوست دارد صیغه شود. صیغه نوعی ازدواج موقت در اسلام است که در آن زن و مرد برای مدت و زمانی خاص و با مهریه مشخص که خود تعیین میکنند به عقد هم در میآیند یا در اصطلاح بر هم محرم میشوند. سمیه با گرفتن پول به عنوان مهریه صیغه مردان میشود. «۱۰ هزار تومان برای یک روز، ۵۰ هزار تومان برای یک هفته و یک سکه برای یک ماه.» ۰۰۰ باقی در ادامه مطلب ادامه مطلب |
|


